بی مقدمه از روز تولد برای تو گریانمان کردند که دلیل بی مقدمه گریه کردنمان بر تو نیز همین است. این هم سندش که فرمود در چشمانش نگاه کن و سه بار بگو حسین حسین حسین... گریه کرد از محبان ماست . یعنی گریه ی بر تو اصلا مقدمه نمی خواهد... مظلومیت تو عالم را به گریه انداخته... خون تو ریخته شد بر خاک زمین تا این خون همیشه در خاک جاری بماند ، و از این خاک خلق شود محبانی که هرکدام 2 کوثر دارند ، دو کوثری که زمزم برشان غبطه می خورد... اگر زمزم با لگدها اسماعیل بر زمین جوشان شد این کوثر ما را دست و پا زدن تو در قتلگه جوشان کرد... خون تو ریخت و رازها آفرید... و این راز سرخی خون ، در کربلا بود که برملا شد... و از سرخی خون تو بود که سرنوشت سینه های ما را سرخ نوشتند. دنیا تنها دو رنگ داشت ، سیاه و سفید ، ولی حسین تو آمدی و رنگ سرخی پاشیدی بر عالم... برای همین است محبان تو را "سوا" از سیاه و سفیدها حساب می کنند... امروز به رسم گذشتگان سینه سرخ ، ما هم در شور هر هفته ی هیئت ، سینه ها را به عشق تو سرخ می کنیم... اگر از من تاریخچه ی هیئتمان را بپرسی خواهم گفت که عَلَم هیئت ما زمانی بالا رفت که تو در کربلا خیمه زدی... و تاریخچه ی هیئت ما جزء به عاشورا برنمی گردد... حسین جان خیمه های تو سوخت تا نورش چراغ راه ما شود و این آتش خیمه های تو شرری بر هیئت ما زده که خود شده فانوس هدایت کشتی های بلا دیده! در هیئت تو در زیر خیمه ی توام و در زیر خیمه ی تو ره گم نمی شود...
پی نوشت:پست گم شده ی وبلاگ خاکی ها که در وبلاگ غریبه ها پیدا شد! - بنده راضی به کپی کردن مطالب نیستم تنها به شرط ذکر منبع.
* این ، سیاه و سفید ها ، توفیر دارد با سیاه و سفیدهای قیدار! تاریخ این پست مال ماه ها قبل می باشد گویی امیرخوانی بعد از ما به این کشف رسیده ، اما کشف غلطی کرده! اینجا هرکس آمد در کشتی ارباب رنگ سرخی می گیرد... تنها سرخ... نه سیاه و نه سفید همه در هیئت ارباب سرخ اند...!